ادامه ی مطلب رااز این جا بخوانید.
ادامه ی مطلب رااز این جا بخوانید.

خبرگزاري فارس: نمايش «هاملت با سالاد فصل» نوشته ی زندهياد اكبر رادي و كارگرداني هادي مرزبان با استقبال بينظير علاقمندان مواجهه است...
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
به همت باشگاه توسعه دانش و با محوریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهرانو همکاری دانشکده ی کارآفرینی دانشگاه تهران و مدیریت فرهنگی منطقه 6، و ازطرفی اجرای موفق آن در سال گذشته، دومین نمایشگاه بزرگ کتابهای دست دوم
دانشگاهی در محل باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران در تاریخ 4 تا۷ آبانماه برگزار میشود...
ادامه ی مطلب را بخوانید.

گروه ادبی، هنری ضمیر برگزار می کند:
-------------
کارگاه تحلیل و بررسی آثار کریستف کیشلوفسکی
مدرس: بابک خرم دین
( فیلمساز و کارشناس ارشد سینما)
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
با سلام و احترام؛
به اطلاع می رساند مجمع عمومی سالانه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات روز بیست و نهم مهر ماه سال جاری برگزار خواهد شد. لطفا جهت کسب اطلاعات بیشتر پیوست را ملاحظه نمایید.
با تشکر
روز وصل دوست داران یاد باد...

مراسم وداع با پرویز مشکاتیان
|
تشييع پيكر مشکاتيان از مقابل تالار وحدت | |
|
مراسم تشييع پيکر زندهياد پرويز مشکاتيان ساعت 10 صبح روز پنجشنبه دوم مهرماه از مقابل تالار وحدت برگزار ميشود.
ادامه ی خبر را از این جا بخوانید . | |
|
| |
|
|
|
کتاب «درسی درباره درس» پیر بوردیو با ترجمه ناصر فکوهی به وسیله نشر نی منتشر شد. این کتاب درس افتتاحیه پیر بوردیو در کلژ دو فرانس پس از انتخاب او برای کرسی جامعه شناسی این نهاد دانشگاهی است. در این درس، بوردیو تلاش می کند با زبان خاص خود و برای همکارانش در کلژ دو فرانس، پنداره خود را از جامعه شناسی در معنای عام آن یعنی علوم اجتماعی و رسالتی را که برای این علم قائل است به بیان در آورد. این کتاب همچنین شامل کلید واژگان بوردیو یعنی مفاهیم اساسی جامعه شناسی بوردیو بر اساس گزیده هایی از کتاب هایش و چند مصاحبه از وی نیز هست...
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
تئودور آدورنو، فیلسوف نامدار مکتب فرانکفورت، بانی نظریهی صنعت فرهنگ است که برای نخستین بار این نظریه را در کتاب «دیالکتیک روشنگری» طرح کرد. این نظریه مربوط به دههی ۶۰ میلادی است و به لحاظ نتایج عملی و مباحث نظری مورد بحث و گفتوگو بوده است.
محمد امین قانعی راد
انتشار بیانیه 82 جامعهشناس به نام "پرسشها و ارزیابیهایی درباره موقعیت اجتماعی کشور در آستانه انتخابات" واکنشهای متفاوتی را در بین رسانهها و اهل سیاست و فرهنگ و به طور خاص در میان دانشگاهیان برانگیخت. در این نوشتار میخواهم بدون ورود به محتوا و جهتگیری خاص سیاسی بیانیه، این پرسش را مطرح کنم که این اقدام از چه ضرورتی برخورد بود و چه عواقب یا پیامدهایی را در برخواهد داشت و از یک نگاه صرفاً صنفی و حرفهای، و نه سیاسی و یا حتی معطوف به مصالح جامعه و مردم، چگونه میتواند مورد داوری قرار گیرد؟
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
...
برای اطلاعات بیش تر این جا را ببینید .
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
برنامه هفتمین همایش
موضوع:دولت ومدیریت توسعه
|
موضوع |
سخنران
|
|
دولت ،مدیریت توسعه ونهادبرنامه ریزی
|
دکتربایزیدمردوخی |
|
دولت،فسادوتوسعه
|
دکترمحمدمالجو |
|
دولت،دموکراسی وتوسعه |
دکترعباس منوچهری (عضوهیات علمی دانشگاه تربیت مدرس) |
|
مدیریت توسعه وحکمرانی خوب |
دکتراحمدمیدری (عضوهیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی) |
|
دولت،عدالت وتوسعه |
دکترفرشادمومنی (عضوهیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی) |
|
گزارشی ازروندگردآوری وانتشارآثاردکترعظیمی |
آقای خسرونورمحمدی (کارشناس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی) |
تاریخ برگزاری: یکشنبه27/2/1388 (ساعت30/15-19)
محل برگزاری: دانشکده اقتصادانشگاهدعلامه طباطبائی
(خیابان شهیدبهشتی _ نبش احمدقصیر(بخارست))

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار از این خانه بر این بام برآیید

.
.
.
و قسمت دوم این داستان


برای دیدن ادامه ی تصاویر ، بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید .
|
|
|
سهند ستاري ادامه ی مطلب رااز این جا بخوانید . |
یکی از دغدغههای اصلی دکتر رضا داوریاردکانی، تبیین نسبت میان سیاست، تفکر، هنر، معرفت و عقلانیت است که در دو کتاب «عقل و زمانه» و «سیاست، تاریخ، تفکر» بدان پرداخته است و معتقد است که اکنون فلسفه در دیار ما بسیار غریب است و کسی که به تفکر وفادار باشد، خود را تنها مییابد و باید تنهایی را بپذیرد.
نشست هفتگی شهرکتاب در روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ساعت ۱۷ به نقد و بررسی این دو کتاب اختصاص دارد که با حضور دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر محمدرضا ریختهگران و دکتر رضا داوری اردکانی برگزار میشود.
علاقهمندانِ حضور در این نشست میتوانند به مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر، نبش کوچه سوم مراجعه کنند.
زندانهای فرانسه شرایط ناگواری دارند. سلولهای کثیف بدون پنجره، حمامهای کپکزده یا هواخوریهای کوچک که صحنهی کتککاری میان زندانیاناند، عرصه را به زندانی تنگ میکنند. سال گذشته ۱۱۵ زندانی در فرانسه دست به خودکشی زدند...
ادامه ی مطلب رااز این جا بخوانید .
|
|
|
سه نمايشنامه و سه رمان در نمايشگاه کتاب اجازه فروش نيافتند! |
|
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید . |
برخی اعضای هیات علمی به دلایلی نظیر ضعف بنیه علمی و نداشتن متدهای پژوهشی پیشرفته با کاهش مراجعه دانشجویان برای راهنمایی پایاننامههای تحصیلی مواجه شده و نوبتی کردن راهنمایی پایاننامهها و رسالهها که خلاف مقررات آموزشی است پیشنهاد اعضایی است که مراجعهای برای راهنمایی پایاننامهها ندارند...
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
شهر کتاب دورهی مبانی نشانهشناسی را در ده جلسه زیر نظر دکتر فرزان سجودی برگزار میکند. مباحثی که در این دوره طرح میشوند عبارتاند از:
نشانهشناسی و جایگاه آن در میان علوم، سیر تحول مفهوم نشانه از ساختگرایی تا پساساختگرایی، انواع نشانه، گذر از نشانه به متن: شرح مفاهیم استعاره و مجاز، گذر از نشانه به متن: دلالت ضمنی، اسطورهی امروز، اقتصاد سیاسی نشانه، زبانشناسیِ متن ...
ادامه ی مطلب را از این جا بخوانید .
|
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در نظر دارد کلاس آموزش حرفه ای روابط عمومی و روزنامه نگاری را زیر نظر مجرب ترین اساتید این رشته برگزار نماید. مدت دوره چهار ماه و هر هفته روزهای شنبه و سه شنبه از ساعات 14 تا 17 می باشد که کلاس ها از روز 19 اردیبهشت ماه سال جاری شروع خواهد شد. هزینه این دوره 250 هزار تومان است. شایان توجه است که پس از اتمام دوره گواهی نامه معتبر از سوی انجمن صادر خواهد گردید. علاقمندان جهت شرکت در این دوره می توانند با دفتر انجمن تماس حاصل نمایند. 88338951 |
اين سخنان از سايز كامنت گذاری خارج گرديد در ضمن با توجه به اين مسئله بخوانيد كه هر روايتی همواره ناقص است...
ما آن چه را كه هست به طور عميقی به تشريح و استدلال مي كشيم از نقد فيلم هايی كه ساخته می شود تا خيابان های شهرمان و ترافيك و نوع ِ خريد ِ مردم و آسيب ها و هر آن چه كه اين حيطه ی وسيع را شامل می شود .
دردرس نهضت دولت- ملت ها ، شكاف های آن ها ، سير تاريخی شرق و غرب و... را برايمان روشن می سازند . در درس سازمان ها مديريت و سازمان ها و چرايی وجودشان و سيستم حركت و نظم و نظريه ها ی مختلف در اين زمينه ها را می خوانيم . در درس خانواده در رابطه با ساختار و روابط اجتماعی خانواده های گذشته تا امروز، نظريه های جامعه شناسان در مورد ِ اجتماعی كردن و نقش های خانوادگی ، پديده ی خشونت خانوادگی، طلاق و... آموختيم . انسان شناسی درس ِ اجداد هم نوعمان كه قوم مداری ، تطورگرايی ، انسان شناسی خويشاوندی ...و رالف لينتون ،روث بنديكت و مارگارت ميد نام های آشنای اين حوزه را برايمان شناساند ...
«ایوان کلیما» را پس از میلان کوندرا، بهترین نویسندهی معاصر چک میدانند. «روح پراگ» او که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد، نخستین کتابِ اوست که به زبان فارسی برگردانده شده و در فاصلهای اندک، در سال گذشته، دو ترجمه از آن وارد بازار کتاب ایران شد. ترجمهی نخست را فروغ پوریاوری منتشر کرد، و دیگری را خشایار دیهیمی که تا پیش از آن، ترجمهی برخی مقالات این کتاب را در زندهیاد مجلهی «شهروند امروز» منتشر کرده بود.ادامه ی مطلب راازاین جا بخوانید .
موزه عکسخانه شهر یکصد و بیست و دومین نمایشگاه عکس خود را به نمایش عکسهای قدیمی از عکاس دوره قاجار آنتوان سوریوگین اختصاص داده است.
در این نمایشگاه 40 عکس سیاه و سفید با موضوع پرتره، خانوادگی، کودک و ... در ابعاد 18×13 از آرشیو موزه عکسخانه شهر به نمایش گذاشته شده است.
زمان برگزاری نمایشگاه از 23 فروردین تا 11 اردیبهشت 87
بازدید یکشنبه تا پنجشنبه ساعت 10 تا 17 و جمعه ها ساعت 10 تا 16 عکسخانه شنبهها تعطیل است.
عکسخانه شهر، میدان هفتتیر، خیابان بهارشیراز، بوستان بهار شیراز
شهرکتاب دوره آموزشی شناخت دریدا را زیر نظر دکتر امیرعلی نجومیان برگزاری میکند. علاقهمندان، در اين دورهی آموزشی با ژاک دريدا به عنوان يکی از مهمترين انديشمندان چند دهه اخير در عرصهی فلسفه، ادبيات و هنر آشنا میشوند. تلاش بر این است که نوشتههای اصلی دريدا معرفی، جايگاه او در وضعيت پستمدرن و انديشه پساساختگرايي تشريح، کليدواژههای جهان فکری وی تعريف، خوانش دريدايي از متون ادبی و هنری به گونه روشمندی ارائه شود و رابطه او با حوزههای مختلف علوم انسانی (فلسفه، ادبيات، دين، مطالعات ترجمه، معماری و سينما) روشن شود.
این دورهی آموزشی ده جلسهای روزهای دوشنبه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار میشود. شروع آن از ۲۱ اردیبهشت ماه است و علاقهمندانِ ثبتنام میتوانند به روابط عمومی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچهی سوم مراجعه کنند و یا با شماره ۸۸۷۲۳۳۱۶ تماس بگیرند.
بدیهی است اولویت با کسانی است که زودتر نسبت به ثبتنام قطعی خود اقدام کنند.
با تشکر بسیار از دوست محترمی که این مطلب را فرستاده اند
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.
خاطرات مهندس ایرج حسابی
متن زیر را یکی از خوانندگان محترم وبلاگ ، چند روز پیش برای بنده ارسال کردند . ایشان در این نوشته سوالاتی را مطرح نموده اند که احتمالا خیلی از آن ها ذهن شما را نیز هم چون بنده بارها به خود مشغول کرده است . من در طی چند روز گذشته خیلی به این سوال ها فکر کردم و خوب البته جواب هایی نیز برای برخی از آن ها به ذهنم آمد که آن ها را به صورت کامنت قرار خواهم داد . اما بهتر دانستم که این متن را در وبلاگ قرار دهم تا شما دوستان جامعه شناس و نیز دیگر خوانندگان ارجمند وبلاگ نیز پاسخ ها و نظرات خود را با ما در میان بگذارید .
خدمت دانشجویان محترم جامعه شناسی دانشگاه الزهرا
و همچنین استاد ارجمند ایشان ، جناب آقای دکتر گودرزی
با سلام و درود و تبریک بهار
برای همه شما که اکثرن خودخواسته وارد این میدان شدید احترام عظیم قائلم چرا که به گمان ِ من پیشرفت یک کشور از پیشرفت جامعه اش آغاز می شود و پیشرفت یک جامعه از ارائه الگو و معیار به جامعه ، که این مهم بی شک به شما و نظریات و نتایج تحقیقات تان وابسته است. البته فرستادن موشک به فضا و غنی سازی اورانیوم هم قطعن برای یک جامعه پیشرفت محسوب می شود اما یک پیشرفت علمی که صرفن مربوط به حوزه خاص هست و به اندازه بستن کمربند ایمنی در جامعه ای مثل جامعه ما پیشرفت محسوب نمی شود (گفتنی که رکورد بیشتر کشته شدگان ِ جهان در حوادث رانندگی در اختیار کشور عزیزمان هست ). منظور این که حال که نقش شما جامعه شناسان ( اساتید و دانشجویان ) بر ما و جامعه پوشیده نیست ، آیا فضا برای اجرای کار نیز هست؟ یعنی انچه که شما به تحقیق بدان دست یافتید مورد توجه مسئول محترم قرار می گیرد ؟ تحقیق را به بخش ِ مربوطه سازمان تحت ِ تسلط اش میفرستد ؟ ذیل ِ تحقیق ، دستور لازم را -با توجه به نتایج- ابلاغ می نماید ؟
فکر می کنم خیلی سخت شد ، منظورم از این سوالات آن چنان هم به دستگاه های دولتی کشور باز نمی گردد در عین حال که معتقدم به این شیوه .. این جا بیش تر روی سخنم با شما دانشجویان و استاد محترم هست که آیا به این مراحل معتقدید ؟ با این تصور به کار و تحقیق می پردازید ؟ یا شما هم مثل خیلی دیگر از بخش ها ، انفعال را در پیش گرفتید ؟ بدین معنی که آن قدر تحقیق و مقاله ارائه دادید که بی نتیجه مانده که جدن خسته شده باشید ؟
می خواهم میزان خوش بینی شما را بدانم ؛ بهتر بگویم آیا توصیه می کنید یک نفر علاقه مند ِ این حوزه ها که کمابیش منابع و کتاب های علمی و دانشگاهی این حوزه ( جامعه شناسی) را مطالعه کرده برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد یا دکترا ، رشته خودش ( مهندسی یا ... ) را رها کند و وارد این رشته شود ؟
شکل ِ نگاه شما به بازتاب و اجرای ِ نتایج مقالات و تحقیقات تان در جامعه چگونه هست ؟ اصلن به این باور دارید که یافته هایتان کاربردی شوند و به واسطه فرهنگ به جامعه منتقل یا تزریق شود ؟ و در ادامه شما بتوانید آن را بازبینی کنید و اشکالات را رفع کنید ؟ تا به حال و در همین سطح از دانشجویی یا استادی که قرار دارید ، تجربه همچین پروسه را داشتید ؟
بارها پیش ِ خودم فرض کردم که بهترین راه انتقال یک الگو و یا کاربردی کردن ِ یک یافته جامعه شناسی استفاده از فرهنگ هست ، فرهنگ هم که شاخه ها و بخش های خودش را دارد... مثلن سینما ، موسیقی ، همه محصولات نوشتاری اعم از کتاب و مجله و ... ، نقاشی ، عکس و البته گسترده ترین رسانه جمعی در ایران ، تلویزیون . به عبارت دیگر می توان گفت همه ی زیر شاخه های هنر به علاوه ادبیات را می توان گفت فرهنگ . بعد به این فکر می کنم که آیا از این طریق چیزی به مردم ارائه می شود ؟ در ارائه اش شکی ندارم بلکه منظورم پیوند بین جامعه شناس و متصدی و مسئول ارائه یک محصول فرهنگی ست ... یعنی این که یک محصول فرهنگی ( یک فیلم ، سریال ، آهنگ ، کتاب ، نقاشی و خیلی چیزهای دیگر ...) برای ارائه به جامعه به نظر و نگاه یک جامعه شناس رسیده است ؟ از منظر او نقد شده و احیانن مشکلاتش رفع شده است؟ منظورم گسترش سانسور نیست که علاوه بر همه سانسور های مسخره موجود یکی دیگر را هم اضافه کنند که خوب بو بد جامعه را تشخیص دهد که البته این کار را همین الن می کنند ، سوالم این هست که در کنار ان هنرمند و آن فرد ارائه دهنده یک کارشناس اجتماع حضور داشته ؟ یا حداقل آن هنرمند ( یا فرد ارائه کننده محصول فرهنگی) داری اطلاعات کافی از نظر اجتماعی هست ؟ کارشناسی ِ اجتماعی یک محصول فرهنگی در جامعه ما رخ می دهد ؟ و بعد در پله ی بعدی به محصولات فرهنگی ِ جامعه ما این طور نگاه می شود ؟ این که آن ها را راه حل درمان یک مشکل اجتماعی بدانیم... مثلن همین سریال ِ پر بیننده "مرد دو هزار چهره" را از نگاه جامعه شناسانه بررسی کنیم و بدانیم که این ها مشکلات این قشر از جامعه هست و به دنبال راهکارش باشیم ؟ آیا مردم ما این نگاه را دارند ؟ که یک سریال طنز را بیش تر از یک فان و سرگرمی بدانند و عمیق تر نگاه کنند و مشکلات خود و جامعه را در آن جست وجو کنند و در پی رفع آن برآیند ؟ نه فقط یک سریال بلکه هر محصول فرهنگی دیگر را ؟ البته به گمان نگارنده در کشور ما هیچ چیز به اندازه تلویزیون و از قضا همین سریال های شبانه در جامعه اثر گذار نیست چرا که دیگر بخش های فرهنگی این کشور هر کدام را که نگاه می کنیم ، دارای یک سری مخاطب خاص هست که معمولن در همه حوزه ها تکرار می شود – یعنی اویی که پای اینترنت می نشیند و وبلاگ می نویسد و می خواند همان کسی هست که فردا در در کتاب فروشی ، به دنبال جدیدترین کتاب هاست و متاسفانه درصد بسیار کمی از کل جامعه کشور هستند . درصد بیشتر جامعه همان مردمی هستند که به واسطه فشار اقتصادی و عصبی و کار تا ساعات های پبیانی روز ، دیگر حوصله روزنامه خواندن هم ندارند و تنها کانال ارتباط شان با جامعه و فرهنگ ِکشور همین صدا و سیما ست. این نظر بنده هست خوشحال می شوم نظر شما را بخوانم، نظر شما چیست ؟
این که شما رشته جامعه شناسی را برگزیدید و این جا برای یکی از مهم ترین درس های تان وبلاگی تشکیل دادید که به موضوعات مربوط می پردازید ، بسیار قابل تقدیر و احترام هست ، و باعث شد که فکر کنم نسل جدید ِ جامعه شناسان ِ کشورم همراه با اتفاقات موجود در جامعه حرکت می کنند و قطعن به آینده بهتر این جامعه می اندیشند . خیلی خوشحالم کرد و همین جا سوء استفاده کردم ، سرتان را به درد آورم و سوالات و پراکند ه های ذهنی خودم از فرهنگ ، جامعه ، و پیوند بین این دو که به گمانم واحد درسی شماست( جامعه شناسی فرهنگی) را مطرح کردم ... امیدوارم که نظرات و پاسخ شما را هم در این خصوص بخوانم و از این به بعد بیش تر و بیش تر شاهد و خواننده بحث هایتان باشم .
امیدورام که شما هم نسلانم با تلاش و کوشش و تحقیق فراوان باعث تغییرات ِ زیادی در جهت پیشرفت جامعه شوید و سال های پس از این شاهد ایرانی مدرن با جامعه ای شاد و فرهنگ اصیل باشیم .
با مهر و احترام و آرزوی بهترین ها
محمد طالبی - http://paradoxi.blogfa.com/
12/ 1/ 88
آن عید که دیده ای نگرید، فردا گذرش به کوچه ی ماست
بهاران خجسته باد